از ۱۸ تیر تا ۱۸ دی؛ تداوم یک مطالبه تاریخی
از ۱۸ تیر تا ۱۸ دی؛ تداوم یک مطالبه تاریخی
نیشابور فردا_ ۱۸ تیر ۱۳۷۸ با اعتراض‌های دانشجویی در کوی دانشگاه تهران در حافظه سیاسی ایران ثبت شد و ۱۸ دی ۱۴۰۴ در فضایی متفاوت اما با نشانه‌هایی مشابه، بار دیگر مسئله نسبت جامعه و قدرت را به بحث عمومی بازگرداند.

سعید صفارائی- سردبیر
۱۸ تیر ۱۳۷۸ با اعتراض‌های دانشجویی در کوی دانشگاه تهران در حافظه سیاسی ایران ثبت شد و ۱۸ دی ۱۴۰۴ در فضایی متفاوت اما با نشانه‌هایی مشابه، بار دیگر مسئله نسبت جامعه و قدرت را به بحث عمومی بازگرداند.
میان این دو تاریخ، بیش از ۲۵ سال فاصله است؛ فاصله‌ای که دو نسل را از هم جدا می‌کند اما یک مطالبه محوری را پیوند می‌زند: آزادی‌خواهی.
در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، اعتراض‌ها پس از توقیف روزنامه سلام شکل گرفت و با ورود نیروهای انتظامی و امنیتی به کوی دانشگاه تهران به نقطه عطفی در تاریخ جنبش دانشجویی تبدیل شد. گزارش‌های رسمی و روایت‌های مستقل از بازداشت گسترده دانشجویان و برخوردهای خشونت‌آمیز حکایت داشت. این رخداد، نخستین بحران بزرگ سیاسی پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ بود و نشان داد شکاف میان بدنه دانشگاه و ساختار رسمی قدرت تا چه اندازه عمیق شده است.
آنچه ۱۸ تیر را به یک نماد بدل کرد، صرفاً ابعاد امنیتی آن نبود؛ بلکه جایگاه دانشگاه به‌عنوان نهاد تولید اندیشه و نقد بود. در آن مقطع، دانشجویان با بیانیه، تجمع و تحصن، مطالبات خود را در چارچوب اصلاحات ساختاری مطرح می‌کردند. زبان اعتراض، رسمی و مبتنی بر گفتمان قانون‌گرایی و اصلاح درون‌سیستمی بود.
اما در ۱۸ دی ۱۴۰۴، جامعه با نسلی مواجه شد که نه تجربه مستقیم آن رویداد را دارد و نه لزوماً خود را در قالب‌های سنتی سیاست تعریف می‌کند. این نسل در بستر شبکه‌های اجتماعی، اقتصاد بی‌ثبات، نرخ‌های بالای تورم و نااطمینانی شغلی رشد کرده است. بر اساس داده‌های رسمی مرکز آمار ایران، طی سال‌های اخیر نرخ بیکاری جوانان همواره بالاتر از میانگین عمومی بوده و تورم نقطه‌ای در مقاطعی از مرز ۴۰ درصد عبور کرده است. چنین زمینه‌ای، زیست اجتماعی و افق انتظارات نسل جدید را شکل داده است.
تفاوت اصلی میان این دو مقطع را باید در تغییر «شیوه کنش» جست‌وجو کرد.
نسل ۱۳۷۸ به نهاد دانشگاه و تشکل‌های رسمی تکیه داشت؛ نسل ۱۴۰۴ کنش را از چارچوب‌های نهادی عبور داده و آن را به عرصه خیابان، فضای مجازی و حتی سبک زندگی کشانده است. اگر در گذشته، بیانیه سیاسی ابزار اصلی بود، امروز هشتگ، ویدئو و روایت شخصی نقش پررنگ‌تری دارد. این تغییر، نشانه گذار از سیاست سازمان‌یافته به سیاست شبکه‌ای است.
این تحول نشانه‌ای از کاهش سرمایه اجتماعی است. اعتماد به نهادهای واسط، از احزاب تا رسانه‌های رسمی، طی ۲ دهه گذشته با چالش مواجه بوده است. پیمایش‌های ملی درباره سرمایه اجتماعی نشان داده‌اند که شاخص اعتماد عمومی روندی کاهشی داشته است. در چنین شرایطی، نسل جدید کمتر به میانجی‌های سنتی اتکا می‌کند و مطالبات خود را مستقیم و بی‌واسطه بیان می‌کند.
با این حال، نقد مهمی که باید مطرح شود آن است که آیا استمرار آزادی‌خواهی به معنای ثبات در تعریف آن است؟ آزادی برای نسل ۱۳۷۸ عمدتاً در چارچوب آزادی مطبوعات، آزادی بیان و حق تشکل‌یابی معنا می‌شد. برای نسل ۱۴۰۴، آزادی ابعاد گسترده‌تری یافته و با حق انتخاب در سبک زندگی، امنیت اقتصادی و امکان مشارکت برابر در فرصت‌ها پیوند خورده است. به بیان دیگر، مفهوم آزادی از یک مطالبه سیاسی صرف، به مطالبه‌ای اجتماعی ـ اقتصادی گسترش یافته است.
این تغییر، محصول تجربه‌های انباشته است.
ناکامی برخی اصلاحات ساختاری، تداوم فشارهای اقتصادی و شکاف‌های طبقاتی، سبب شده مطالبات امروز صرفاً به حوزه سیاست محدود نماند. بر اساس گزارش‌های رسمی، ضریب جینی در سال‌های اخیر نوسان داشته و شکاف درآمدی در برخی مقاطع افزایش یافته است. چنین روندی، احساس نابرابری را تقویت می‌کند و آزادی را با عدالت اجتماعی گره می‌زند.
با وجود این تفاوت‌ها، پیوند میان دو تاریخ همچنان در حافظه جمعی قابل ردیابی است. ۱۸ تیر ۱۳۷۸ در روایت‌های غیررسمی، مستندها و شبکه‌های اجتماعی بازخوانی شده و به بخشی از هویت نسلی بدل شده است. حتی اگر روایت رسمی آن محدود بوده باشد، حافظه تاریخی حذف نشده است. این حافظه، به‌صورت نمادین در کنش‌های نسل‌های بعد حضور دارد.
نکته انتقادی دیگر آن است که هر دو مقطع، نشان‌دهنده ضعف سازوکارهای گفت‌وگو میان جامعه و قدرت بوده‌اند. اگر در سال ۱۳۷۸، کانال‌های ارتباطی میان دانشگاه و حاکمیت به‌سرعت مسدود شد، در سال ۱۴۰۴ نیز نشانه‌هایی از کاهش ظرفیت گفت‌وگوی نهادی دیده می‌شود. تداوم یک مطالبه طی ۲۵ سال، بیش از آنکه صرفاً بیانگر پافشاری جامعه باشد، می‌تواند نشانه حل‌نشده ماندن یک مسئله ساختاری باشد.
از سوی دیگر، باید توجه داشت که تعمیم همه تحولات به یک خط ممتد تاریخی، خطر ساده‌سازی دارد. جامعه ایران طی این سال‌ها دچار دگرگونی‌های گسترده جمعیتی، فرهنگی و فناورانه شده است. جمعیت شهری افزایش یافته، ضریب نفوذ اینترنت به بیش از ۷۰ درصد رسیده و ساختار خانواده و بازار کار تغییر کرده است. این تحولات، زمینه‌های جدیدی برای شکل‌گیری کنش اجتماعی فراهم کرده‌اند.
توجه به این نکته ضروری است که ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و ۱۸ دی ۱۴۰۴ دو نقطه در یک مسیر واحد نیستند، بلکه دو ایستگاه در مسیری پرپیچ‌وخم‌اند. آزادی‌خواهی به‌عنوان یک مطالبه تاریخی استمرار یافته، اما تعریف، زبان و ابزار آن تغییر کرده است. فهم این تغییرات، برای هرگونه سیاست‌گذاری آینده ضروری است. اگر این تداوم صرفاً به‌عنوان تکرار بحران دیده شود، فرصت اصلاح از دست می‌رود؛ اما اگر به‌عنوان نشانه‌ای از نیاز به بازتعریف رابطه جامعه و قدرت فهم شود، می‌تواند به نقطه آغاز گفت‌وگویی تازه بدل شود.