نیشابور فردا_ در جهان امروز، قدرت رسانهها دیگر تنها در انتشار خبر خلاصه نمیشود، بلکه در «روایتسازی» و «مرجعیت خبری» معنا پیدا کرده؛ مفهومی که در ادبیات روابط بینالملل با عنوان «قدرت نرم» شناخته میشود. تجربه تحولات یکسال اخیر در ایران نشان داد هر رسانهای که بتواند روایت نخست را تولید کند، نهتنها افکار عمومی داخلی، بلکه برداشت مخاطبان خارجی را نیز شکل میدهد.
سودابه جعفری – مدیر مسئول
در جهان امروز، قدرت رسانهها دیگر تنها در انتشار خبر خلاصه نمیشود، بلکه در «روایتسازی» و «مرجعیت خبری» معنا پیدا کرده؛ مفهومی که در ادبیات روابط بینالملل با عنوان «قدرت نرم» شناخته میشود. تجربه تحولات یکسال اخیر در ایران نشان داد هر رسانهای که بتواند روایت نخست را تولید کند، نهتنها افکار عمومی داخلی، بلکه برداشت مخاطبان خارجی را نیز شکل میدهد.
با این حال با نگاهی به عملکرد رسانههای داخلی نشان میدهد این فرصت راهبردی در بسیاری از موارد از دست رفته و خلأ ایجاد شده توسط رسانههای برونمرزی پر شده است.
واقعیت این است که رقابت رسانهای امروز رقابت بر سر سرعت، دقت و اعتماد است. مخاطب در شرایط بحران، بیش از هر زمان دیگری به دنبال منبعی است که بتواند اطلاعات سریع، شفاف و قابل اتکا ارائه کند.
اگر رسانههای داخلی در ارائه روایت اول تأخیر داشته باشند یا اطلاعات ناقص و مبهم منتشر کنند، مخاطب به طور طبیعی به سراغ منابع جایگزین میرود.
این قاعده نه تنها در ایران بلکه در تمام نظامهای رسانهای جهان صادق است. تجربه بحرانهای سیاسی، اجتماعی و امنیتی در کشورهای مختلف نشان داده که تأخیر در اطلاعرسانی رسمی، عملاً میدان روایت را به بازیگران دیگر واگذار میکند. امروز رسانهها بخشی از ابزارهای رقابت ژئوپلیتیک محسوب میشوند. دولتها و بازیگران فراملی از طریق رسانه تلاش میکنند تصویر مطلوب خود را از واقعیت ارائه دهند.
در چنین شرایطی، ضعف رسانههای داخلی فقط یک مشکل صنفی یا حرفهای نیست، بلکه میتواند پیامدهای امنیتی و راهبردی داشته باشد. هنگامی که رسانههای داخلی نتوانند مرجعیت خبری را حفظ کنند، عملاً مدیریت افکار عمومی از کنترل نهادهای رسمی خارج میشود و به دست رسانههایی میافتد که اهداف سیاسی متفاوتی را دنبال میکنند.
یکی از مهمترین چالشهای رسانههای داخلی، غلبه نگاه محافظهکارانه بر رویکرد حرفهای است. در بسیاری از بحرانها، رسانههای رسمی به جای روایت واقعیت، منتظر تأییدهای اداری و بروکراسی طولانی میمانند. این تأخیر، فاصله زمانی ارزشمندی ایجاد میکند که رسانههای رقیب با انتشار روایتهای اولیه آن را پر میکنند. در فضای رسانهای جدید، سرعت انتشار خبر بخشی از اعتبار رسانه محسوب میشود و هرگونه تعلل، به معنای واگذاری میدان رقابت است.
چالش دیگر، ضعف در تحلیل و تبیین است. رسانه حرفهای تنها ناقل خبر نیست، بلکه باید بتواند زمینهها، پیامدها و ابعاد مختلف رویدادها را برای مخاطب توضیح دهد. در حالی که بسیاری از رسانههای داخلی همچنان به انتشار اخبار رسمی و بیانیهمحور بسنده میکنند، رسانههای رقیب با استفاده از گزارشهای میدانی، تحلیل کارشناسی و روایتهای انسانی، ارتباط عاطفی و شناختی قویتری با مخاطب برقرار میکنند. این تفاوت رویکرد، به تدریج باعث تغییر مرجعیت رسانهای میشود.
عامل مهم دیگر، مسئله اعتماد عمومی است. اعتماد رسانهای سرمایهای است که در طول زمان و با شفافیت، صداقت و پذیرش خطا شکل میگیرد. اگر مخاطب احساس کند رسانهای بخشی از واقعیت را پنهان میکند یا روایت یکسویه ارائه میدهد، به سرعت به منابع دیگر روی میآورد.
در عصر شبکههای اجتماعی، مخاطب دیگر مصرفکننده منفعل نیست، بلکه خود در تولید و توزیع محتوا نقش دارد. بنابراین هرگونه فاصله میان روایت رسمی و تجربه زیسته مردم، میتواند به گسترش روایتهای جایگزین منجر شود.
با این حال، نقد وضعیت موجود نباید به معنای نادیده گرفتن ظرفیتهای رسانهای داخلی باشد. ایران از نظر نیروی انسانی متخصص، زیرساخت رسانهای و تجربه تاریخی روزنامهنگاری، ظرفیت قابل توجهی دارد. آنچه بیش از هر چیز نیاز است، اصلاح رویکرد مدیریتی، افزایش استقلال حرفهای رسانهها و اعتماد به خبرنگاران در روایت واقعیت است. رسانه زمانی میتواند مرجع باشد که اجازه داشته باشد واقعیت را بدون واسطه و با رعایت اصول حرفهای منتشر کند. امروز تقویت مرجعیت رسانههای داخلی مستلزم چند اقدام اساسی است؛
نخست، تسریع فرآیند اطلاعرسانی رسمی و کاهش بروکراسی خبری.
دوم، سرمایهگذاری در آموزش خبرنگاری بحران و تحلیل راهبردی.
سوم، تقویت ارتباط رسانهها با افکار عمومی و توجه به روایتهای اجتماعی و انسانی.
چهارم، پذیرش اصل شفافیت و پاسخگویی در مدیریت رسانهای.
در نهایت باید پذیرفت که میدان رقابت رسانهای، خلأ را برنمیتابد. اگر رسانههای داخلی نتوانند روایت نخست و قابل اعتماد ارائه دهند، این فضا توسط رسانههای دیگر پر خواهد شد. تجربه یکسال اخیر نشان داد که مسئله مرجعیت رسانهای دیگر یک موضوع نظری نیست، بلکه به مسئلهای تعیینکننده در مدیریت افکار عمومی و حتی امنیت ملی تبدیل شده است. امروز آینده رسانهای کشور وابسته به آن است که تا چه اندازه بتواند میان سرعت، شفافیت و اعتماد توازن ایجاد کند؛ توازنی که بدون اصلاح ساختارها و رویکردهای موجود دستیافتنی نخواهد بود.
لینک کوتاه : https://neyfarda.ir/?p=15010