امنیت خبرنگاران را تضمین کنید
امنیت خبرنگاران را تضمین کنید
نیشابور فردا- ایران از نظر شمار رسانه‌های مکتوب، دیجیتال و محلی، در زمره کشورهای دارای بیشترین تعداد رسانه در جهان قرار دارد. بر اساس آمار سامانه جامع رسانه‌ها، بدون احتساب رادیو و تلویزیون ملی، به‌طور میانگین به ازای هر ۷ هزار شهروند ایرانی، یک رسانه فعال وجود دارد.

سعید صفارائی- سردبیر
ایران از نظر شمار رسانه‌های مکتوب، دیجیتال و محلی، در زمره کشورهای دارای بیشترین تعداد رسانه در جهان قرار دارد. بر اساس آمار سامانه جامع رسانه‌ها، بدون احتساب رادیو و تلویزیون ملی، به‌طور میانگین به ازای هر ۷ هزار شهروند ایرانی، یک رسانه فعال وجود دارد؛ رسانه‌هایی که در حوزه‌های عمومی و تخصصی، وظیفه اطلاع‌رسانی، آگاهی‌بخشی و بازتاب مسائل جامعه را بر عهده دارند. با چنین ظرفیتی، انتظار طبیعی این است که در بزنگاه‌های اجتماعی، به‌ویژه در زمان بروز حوادث و ناآرامی‌ها، مرجع اصلی اخبار و روایت‌ها، رسانه‌های داخلی باشند، نه شبکه‌های اجتماعی غیرموثق یا رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور.
و به دور از شعارها و وعده‌های نخ‌نمای همیشگی محافظه‌کاری سنتی را کنار گذاشته و شنیدن صدای اعتراض‌ها را فرصتی برای بازسازی و ترمیم سرمایه اجتماعی از دست رفته بدانند.
نطفه اعتراضات اجتماعی در کجا بسته می‌شود؟
وقتی مشکلی وجود دارد برای بیان و جستجوی راه‌حل آن ۲ راه بیشتر نداریم؛ گفت‌وگو یا ستیز و نزاع.
یک جامعه بالنده هیچ‌گاه به استقبال نزاع نمی‌رود و آن‌قدر بر موضع گفت‌وگو پای می‌فشارد تا از بستر آن راه‌حل‌های مشترک سر برون آورد و مخالفان و معترضان را به ادامه راه امیدوار سازد.
جدال از آنجا آغاز می‌شود که معترضان راه‌های گفت‌وگو و رساندن صدایشان را از شیوه‌ها و مناسبات رسمی بسته می‌بینند و راهی جز اعتراض به روال جاری برایشان باقی نمی‌ماند.
یکی از لوازم شروع گفت‌وگو پذیرش متقابل حقِ حق داشتن است و هر ۲ طرف باید به آن باور داشته باشند و از ابتدا بپذیرند که در سخنان طرف مقابل بهره‌ای از حقیقت وجود دارد و برخلاف تندروان خود را نقطه کانونی حقیقت نپندارند.
اما واقعیت مهلک و دردناک آن است که سال‌هاست در ایران گفت‌وگویی اتفاق نمی‌افتد و ساخت قدرت هیچ دیگری را برای گفت‌وگو به رسمیت نمی‌شناسد و همین باعث سرخوردگی بدنه فعال معترضان در برهه‌های مختلف شده است.
یکی از مهم‌ترین دروازه‌های گفت‌‎وگو قانون است که امروز بسته می‌نماید و انگار مجلس بدون توجه به خواست جامعه و نهادهای مدنی و منافع عمومی فقط بنا بر میل اشخاصی خاص قانون می‌نویسد و تصویب می‌کند و در زمان اجرا تنها مردم موظف به اجرای آن هستند اما صاحبان قدرت مجازند به راحتی آن را دور زده و بشکنند تا جامعه در بن‌بست تک‌صدایی به این نتیجه برسد که درهای گفت‌وگو بسته شده و به جایش اجبار و زور نشسته است و اگر هم گفت‌وگویی مانند ایام انتخابات اتفاق افتاده دستاورد ملموسی نداشته که محصول مشترک آن در جامعه قابل مشاهده باشد.
گفت‌وگوی واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که جامعه هم بتواند در چارچوب نهادهای رسمی معین مانند اتحادیه‌های کارگری، سازمان‌های نظام صنفی، سندیکاها و کانون‌های صنفی سخن بگوید و از نهادهای مدنی و رسانه‌های آزاد و مستقل برخوردار باشد.
آنان که امروز زیر بار فشار اقتصادی و بی‌عدالتی‌های مزمن معترض شده‌اند پیش از این بارها بر فریاد اعتراض سر دادند تا صدایشان را به گوش کسانی برسانند که فراموش کرده‌اند مردم ولی نعمتان و صاحبان اصلی این ملک و قدرت هستند.
تا زمان نوشتن این مطلب ۱۰ روز از خاموشی اینترنت و بسته شدن یکی از درهای گفت‌وگوی جمعی در ایران می‌گذرد.
بدنه اجتماعی ما شبکه‌های اجتماعی را به عنوان یکی از ضرورت‌های حیاتی زندگی روزمره پذیرفته است و قطع اینترنت علاوه بر زیان‌های اقتصادی غیرقابل جبران پیامدهای روانی و اجتماعی قابل توجهی به همراه دارد. برای جلوگیری از این خسارت‌ها باید هرچه سریع‌تر اوضاع به حالت عادی بازگردد.
همان‌طور که پس از جنگ ۱۲ روزه اوضاع به سرعت به شرایط عادی بازگشت امروز هم انتظار می‌رود محدودیت‌ها هرچه سریع‌تر رفع شود و اصل بر بسته بودن اینترنت و بازگشایی مشروط آن به عنوان یکی از درهای گفت‌وگو برای افکار عمومی جامعه قابل قبول نیست و ادامه این وضعیت جز تداوم و گسترش سایه بی‌اعتمادی و ناامنی حاصلی نخواهد داشت.
نزاع جانشین ناخلف گفت‌وگو است.
اگر صداهای معترض شنیده نشود شاید دوباره باید منتظرحوادث تلخی از جنس ۱۹ دی‌ماه باشیم اما این بار با خشونتی افزون‌تر.